تبلیغات
پریزاد برکه نور - شاعر آئینه ها

پریزاد برکه نور

در زد کسی انگار که مهمان داریم در سفره گرسنگی فراوان داریم امروز پدر ابر زیادی آورد مانند همیشه شام باران داریم//جلیل صفربیگی

مدتی بود كه می خواستم در مورد شاعر گرانقدر و مطرح معاصر استاد «جلیل صفر بیگی» مطلبی بنویسم خوشبختانه با لطف خدا این امر محقق شد و ماه گذشته در یكی از روزنامه های صبح تهران موفق به درج این مقاله شدم كه در حال حاضر برای استفاده دوستان و علاقه مندان این شاعر گرامی این پست را به آن اختصاص می دهم

شاعر آئینه ها


«جلیل صفر بیگی» را همه اهل قلم و اهالی فرهنگ و ادب می شناسند. جلیل جوانی است با قابلیت ها و ویژگی های  متفاوت با تفکراتی قابل توجه و قابل تعمق. جلیل شاعر آئینه هاست. صداقتی مثال زدنی دارد و اشعارش فقط خواندنی نیست. بوییدنی، نوشیدنی و لمس کردنی ست.

من قصد تحلیل و یا نقد آثار جلیل را ندارم که همه کتاب های او توسط استادان بنام فرهنگ و ادب کشور در مطبوعات صاحب نام و در سایت های گوناگون فرهنگی به نقد کشیده شده است. بنای من بر معرفی جلیل، آثار او و کند و کاوی در روحیات و منش و شخصیت متمایز اوست که بی تردید باده ی اشعارش نیز از این خُمخانه به گردش در آمده است.

جلیل اهل استان مرد خیز ایلام است. زبان مادری اش کردی ست. کارشناسی ریاضی دارد و دبیر همین رشته در مدارس ایلام است. وی مسئول واحد ادبیات حوزه ی هنری استان ایلام و سر دبیر مجله ی "ن" است. بزرگترین ویژگی شخصیتی جلیل صداقت وحشتناک او ست.

در این عصر بی همدلی ها ، نامردمی ها و نامرادی ها، جلیل صفربیگی گوهر نایابی ست که قدرش را گوهری می شناسد. وی متولد بهمن 1352 است. بلند نظر، بی ریا، صادق، عاشق و بی تکلف است. آنها که جلیل را می شناسند او را فردی بی پیرایه و صالح می دانند و از ویژگی های منحصر به فردش به بی نیازی و مناعت طبع او اشاره می کنند.جلیل صفر بیگی خیلی حرف نمی زند. بیشتر ترجیح می دهد که آواز ها و ترانه های روح بلندش را بر سینه ی سپید کاغذ نقش زند.

جایی خواندم که جلیل از پیشکسوتان شعر ایلام است و با نگاهی به سال تولد وی به این نتیجه رسیدم که پیشکسوتی جلیل به سن و سالش نیست، به پختگی و طراوت و نو اندیشی اوست.

کتاب های منتشره ی جلیل عبارت اند از:

1-     چرا پرنده نباشم؟

2-     شکلکی برای مرگ

3-     و-مجموعه رباعی

4-     هیچ-مجموعه رباعی

5-     انجیل به روایت جلیل

6-     زمان به نام شهیدان سرود می خواند

7-     هفت وادی تشنگی

8-     کم کم کلمه می شوم- مجموعه رباعی

9-     تو کنار آتشی، من برف پارو می کنم (ترجمه –دو بیتی های کردی (

10- واران-گزیده ی اشعار

11- عاشقانه های یک زنبور کارگر

12- عرش شعر

«جلیل صفر بیگی» را به رباعی می شناسیم و به قولی باید رباعی امروز را نیز به صفر بیگی بشناسیم و من بر این باورم که وی به عنوان یک پدیده منحصر به فرد ، نقش ارزنده و تأثیر گذاری در عرصه رباعی معاصر داشته است.   

او توانسته است با نوعی نگرش و نو اندیشی، رباعی را حلاوتی دیگرگونه ببخشد. آن چه که صفربیگی را متمایز می کند علاوه بر شخصیت پر کشش و منش سرشار از صداقت اش، زیبایی ها و ظرافت های شعری و اندیشه و نگرش عمیق اوست. زبان جلیل زبان مردم است. ضرب المثل ها و حرف ها و اصطلاحات عامیانه را آن چنان استادانه در رباعی که حداقل قالب شعری ست می گنجاند که مخاطب را شگفت زده‌می كند

جلیل نوعی ساختار شکنی در شعر غمگین و ادبیات پر سوز و گدازنیز دارد . او عشق را با نوعی شادمانی و نشاط همراه می سازد.

ما عادت کرده ایم شعر را بر آمده از غم و اندوه ببینیم و آن را هر چه غمگین تر، به دل های دردمندمان نزدیک تر بدانیم و زبان حالش بخوانیم. گاهی شعر های جلیل علاوه بر روانی و زیبایی و کششی که دارد بوی طنز هم می دهد و لبخند را نیز بر لب ها جاری می کند.

دل بی تو درون سینه ام می گندد           غم از همه سو راه مرا می بندد

امسال بهار بی تو یعنی پاییــــــز             تقویم به گور پدرش می خنـــدد  

ویژگی دیگر اشعار جلیل فضای بارانی اندیشه های اوست. جلیل خود مردی بارانی ست. وی سراسر بارش  ورویش است 

زنبیل پر از ترانه در دست اش بود            یـك نامه عاشقانه در دست اش بود

خـتـم صـلـوات داشـت باران انـگار            تسبـیح هزار دانــه در دسـتش بــود

از کتاب او نویسی

     کتاب «او نویسی» جلیل صفر بیگی اشعار آیینی اوست و شامل دو گونه اشعار انتظار و عاشورایی ست.

نگاه او به انتظار به حدی دیگر گونه، زیبا و گویاست که دل بی اختیار فشرده می شود و اشک دنبال راه فراری می گردد.

جلیل دنیای مرده ی انتظار را ماهرانه کالبد شکافی می کند، در حالی که می داند باید برای انتظار پالوده شد و از غفلت و دنیا زدگی پرهیز کرد؛ خود و ما منتظران را پیمان شکنانی غافل می بیند. هر کس این اشعار او را تلاوت کند بی اختیار در دل زمزمه می کند: «راست می گوید، واقعا راست می گوید» و از خجالت سرخ می شود

 از شنبه درون خود تلنبار شدیم               تا آخــر پـنج شنبه تــكرار شــدیــم

  خیر سـرمان منـتـظر دیـــداریم                جمعه شد و لنگ ظهر بیدار شدیم

از کتاب او نویسی

صور خیال نیز در شعر صفر بیگی نقش بسزایی دارد.تصویر سازی های جلیل هر از گاهی شعرش را در حد تابلوی نقاشی گرانبهایی به چشم می كشد

بر دشت كه جویبار را می دوزی

بر كوه كه آبشار را می دوزی

باران نخ و سوزنی است در دستانت

بر روی زمین بهار را می دوزی

از همان کتاب

«جلیل صفر بیگی» به رباعی تعلق خاطری خاص دارد. اما این امر موجب غفلت او از دیگر قالب های شعری نشده است.

مجموعه ی واران گزیده ایست از اشعار او طی سال های 74 تا 86 . این شعر ها در قالب های غزل، سپید، رباعی و دو بیتی سروده شده است. این مجموعه شامل 147 شعر از صفربیگی ست که 50 شعر آن سپید است.

آخرین کتاب شعر منتشره از «جلیل صفر بیگی» عاشقانه های یک زنبور کارگر است که در قالب سپید سروده شده است. این اشعار سرشار از لطایف و ظرایف شعر سپید و گویای اندیشه های نو و نگرش اهورایی جلیل به زندگی و مظاهر آن است.

مچاله اش نکن!

در این شعر

گنجشکی روی تخم خوابیده

     از عاشقانه های یک زنبور کارگر


لنگه های چوبی در حیاط مان

گرچه کهنه اند و جیر جیر می کنند

محکم اند

خوش به حالشان

که لنگه ی هم اند

از همان کتاب

سخنم را با نقل قولی از آقای دكتر سیامک بهرام پرور به پایان می برم:

«جلیل صفر بیگی» با همه ی زیبایی هایی که آفریده است؛ هنوز حرف های بسیاری برای گفتن دارد.


**********


و دیگر اینكه  تعدادی رباعی گفته بودم تا به استاد صفر بیگی تقدیم كنم اما حقیقت اش را بخواهید جرات نكردم در این عرصه وارد شوم در عین حال چون با نهایت مهر و خلوص سروده ام دوتا از آن هارا اینجا می آورم اما از همه رباعی سرایان خصوصا استاد صفر بیگی جدا پوزش می خواهم

خوب ست و شریف و نازنین ست جلیل

پژواك خدا روی زمین است جلیل

بی شیله و پیله است و بی دوز و كلك

گفتم كه ! همین است، همین ست جلیل

*******

از رایحه ی شعر تو جان می گیرم

از شور كلام تو توان می گیرم

ای كاش كه مهربان چو شعرت بودی

از دست تو آخر سرطان می گیرم


نوشته شده در یکشنبه 8 شهریور 1388 ساعت 09:36 ب.ظ توسط پریزاد   نظرات |


Design By : Pichak