پریزاد برکه نور

در زد کسی انگار که مهمان داریم در سفره گرسنگی فراوان داریم امروز پدر ابر زیادی آورد مانند همیشه شام باران داریم//جلیل صفربیگی

دلتنگی

میلاد زهرای اطهر و روز مادر ( زن ) مبارک


کودکی ام با التهاب دردناک هجرت پدر به آسمان ها،
به تاراج رفت.
دلم هنوز بهانه قامت بارانی و آغوش آفتابی اش را داشت
که فریاد رحیل برخاست.
جوانی ام در اوج زیبایی و شور انگیزی
در آرزوی محال پر کردن آغوش ام
با ناز دانه ای شور آفرین، در یک پیوند تلخ بی انجام،
به یغما رفت.
امروز، آغوش ام تهی است از هر حجمی.
کاش می توانستم "گلدسته" ای باشم تا صدای اذان عشق را
به گوش "باران" برسانم.
بارانی که سال هاست مرا نباریده است.
امروز در پی توان زانوانم، سرگردانم.
باید به "نیروانا" برسم.
بر زانوان بودا بوسه زنم
و دوباره سر بر آسمان بسایم.




Hosted by FreeImageHosting.net Free Image Hosting Service

میلاد نور

    برای بانوی آب و آینه و باران زهرای اطهر سلام الله علیها

مژده ای دل که بوی لاله و گل
بوی عطر بهار می آید

آفتابی ترین   پدیده  عشق
با  شکوه  و وقار می آید


             * * * * *
نرم  و  آرام  می رسد  از  راه
می وزد  چون  نسیم  بر جان ها

می شکوفد  میان  باغ "نبی"
غنچه ی  پر  طراوت "زهرا"


             * * * * *
سینه اش همچو آسمان آبی
دامن اش پاک و نور  باران است

پای  تا سر  ز فرق  تا  قدمش
همه  سبز است او بهاران است


             * * * * *
او مطهر  چنان  کلام خداست
پاک   چون   عطر    یاس های   سپید

در   دلش     آفتاب     لَم یَزَلی
قامت اش   آیه   آیه   عشق   و  امید


             * * * * *
آفتاب   دل    رسول   خداست
خانه     از     نور   او    چراغان    است

حافظ    دین     منادی     قرآن
یک جهان عشق و علم و ایمان است


                 * * * * *
در دل اش نور  معرفت  روشن
در    نگاه اش    کلام      حق        پیدا

اوست مفهوم  آیه ی "تطهیر"
اوست     شأن       نزول       "اعطینا"


             * * * * *
سینه اش جلوه گاه نور و امید
هستی اش    آیه های  توحید   است

بانوی   بانوان   هر   دو   جهان
چهره ای  بی  غروب  و  جاوید   است


_____________________________

آرامشی را بر هم زدن، برای رسیدن به آرامش، اصلا زیبا نیست


نوشته شده در شنبه 23 خرداد 1388 ساعت 01:28 ق.ظ توسط پریزاد   نظرات |


Design By : Pichak