تبلیغات
پریزاد برکه نور - دست های باران ، زخم بنفشه

پریزاد برکه نور

در زد کسی انگار که مهمان داریم در سفره گرسنگی فراوان داریم امروز پدر ابر زیادی آورد مانند همیشه شام باران داریم//جلیل صفربیگی

به دنبالت بودم

از همه "اطلسی" ها سراغ ات را گرفتم

در خاطره " یاس "های بنفش و " اقاقی "های سفید

جستجوی ات كردم

سر فصل " مثنوی " شكفتن دوباره ام شدی

آسمانی بودی پر از سخاوت "باران"

 با شانه هایی به مهربانی درخت های متواضع بید

من در سكوت گم شده بودم

و در حجم "پنجره"

احساس"غبار" را ترجمه می كردم

سرشار از"تهی"

در من"روئیدی"

و با" آبی صداقت " پیوندم دادی

" حافظ "چشم های ات "تفالم" زد ( 1 )

"معنایم "كردی

كنارت ماندم

تهی از هر كوچه ی"تردید ِ" جدایی

و لبریز از جاده ی "یقین ِ" با هم بودن

دیر یافتم ات

جاودانه بمان

1 - مضمونی بر گرفته از استاد"احمد عزیزی"


نوشته شده در یکشنبه 5 مهر 1388 ساعت 08:05 ب.ظ توسط پریزاد   نظرات |


Design By : Pichak