تبلیغات
پریزاد برکه نور - در هوای تو

پریزاد برکه نور

در زد کسی انگار که مهمان داریم در سفره گرسنگی فراوان داریم امروز پدر ابر زیادی آورد مانند همیشه شام باران داریم//جلیل صفربیگی

نكته: برای شنیدن دكلمه با صدای شاعر از مرورگر Internet Explorer استفاده كنید



 دكلمه همین شعر با صدای شاعر

باز امشـــب پــر از هــــوای توام ، درد دل های مـــن شنیدن تو

اشـــك های مـــن و نــــوازش  تو ، نازهای مــــن و خــــریدن تو

باز پیچیــــده در اتاق امشــــب، عطــــر جــادویی صــــدای اِبی

چشــــم رایانــه منتــــــظر بر در، مبــــل درحســــرت لمــیدن تو

با دو فنجــــان چای آمده ام ، بدو تا یخ نكـــرده !  زود بیـــــــا!

چه قشنگ است وقت خوردن چــــای ، اشتیـاق تو و دویدن تو

آشپز خانه بی تو غمگین است ، سوپ جو پخـتــه ام برایت باز

ســوپ روی چــراغ می جوشــــد ، در هـــوای تو و چشیدن تو

راستی خرسك ام به یادت هست ؟هر شب از تو سراغ می گیرد

خرسك مهــــربان مخمـــلی ام ، بغــــض كرده بــــرای دیدن تو

زنگ ِ در بی تو از صــــدا افتاد ، پنجـــره ماند چشـم بر راهت

 كاش می مرد در دل تقـــویم ، لحظــــه ی تــــلخ پر كشیدن تو


نوشته شده در یکشنبه 20 دی 1388 ساعت 11:55 ب.ظ توسط پریزاد   نظرات |


Design By : Pichak