تبلیغات
پریزاد برکه نور - حاصل عشق مترسك به كلاغ، مرگ یك مزرعه بود

پریزاد برکه نور

در زد کسی انگار که مهمان داریم در سفره گرسنگی فراوان داریم امروز پدر ابر زیادی آورد مانند همیشه شام باران داریم//جلیل صفربیگی

چند روزی نیستم در پناه خدا باشید


نكته: برای شنیدن دكلمه با صدای شاعر از مرورگر Internet Explorer استفاده كنید


من آن مترسك ام كــه پر از شـــورم، دل داده ام به عشق كلاغی كه...

می گفـــت از محبــت و عشــــق اما ، پر زد بــــرای دیدن باغی كه...

رفتی و مــــزرعه زنفس افتـــاد ، سر رفت بغض ثانیـــــه ها بی تو

در گرد باد فاجعــــه ای سنگیــن ، خامـــوش شد فــروغ چراغی كه ...

تو در هــــوای پر زدن و رفتـن ، من نا گــــزیر ماندن و جان كندن

تكـــرار تلخ با تو نبــــودن ها ، با نقش ِ بر دل از غـــــم داغی كه ...

من ظاهرم اگرچه بد و زشت است ، عطر تنم سخـاوت گندم هاست

بوی بهـــــار می رســـد و بی تو ، دیگـر نمــــانده دل وَ دماغی كه ...

اینجـــا پر از پـــرنده شـــده دُور ام ، اما دلـــم اسیـــــر نگاه توست

این شعر هم برای ... ولش كن ! نه ! رفتی؟ برو به دیدن باغی كه ...

http://nobosqueocidental.weblog.com.pt/Scarecrow.jpg

نوشته شده در یکشنبه 18 بهمن 1388 ساعت 01:21 ق.ظ توسط پریزاد   نظرات |


Design By : Pichak