تبلیغات
پریزاد برکه نور - بی سیاستی

پریزاد برکه نور

در زد کسی انگار که مهمان داریم در سفره گرسنگی فراوان داریم امروز پدر ابر زیادی آورد مانند همیشه شام باران داریم//جلیل صفربیگی

قبل از غزل

حال و هوایی دارم نا گشودنی

دلم هوای زیارت كرده

حتا یك امامزاده ، با بوی گلاب و عطر خاك های باران  خورده

دیوارهای كاهگلی با صفا

 دلم هوای سادگی و بی زرق و برقی داره

 هوای بقیع بی ضریح و رواق

میرم یه گوشه كمی گریه كنم

 تا سبك بشه این دل كه روزی آیینه ی بی زنگار خدا بود


و اما غزل

 

با غـزل های من در افتـاده است، باز هـم آن دو چشـم لعنتی ات

زیر و رو كـــرده روزگـارم را ، زل زدن هـای بمب ســاعتی ات

روزی از عشق و مهر می گفتی ، از جوانمــــردی و وفا داری

با بزرگــــان پریدی و دیـــــگر ، نیستی فكــــــــر یار پاپتی ات

گفت اخبـار ِ صبح شـــهر ات ‌را ، خاك و گرد و غبـار پر كرده

همه اینجا به فكـر خوش بودن ، من به فكـر تو و سلامتی ات

آن همه نخــل و آن همه خـرما ، نوچ كرده هوای شـهر تو را

چنــد خـرمای بوسه هم بفرست ، نذر من از لبان صـورتی ات

چند روزی ست از تو بی خبــرم ، شده لبــریز كاسـه صـــبرم

بگــــذارم به پای نامـــــردیت ، یا فقــــط پای بی سیاستی ات ؟

http://media.farsnews.com/Media/8606/ImageReports/8606310018/19_8606310018_L600.jpg


نوشته شده در یکشنبه 6 تیر 1389 ساعت 12:00 ق.ظ توسط پریزاد   نظرات |


Design By : Pichak