تبلیغات
پریزاد برکه نور - غزل 30

پریزاد برکه نور

در زد کسی انگار که مهمان داریم در سفره گرسنگی فراوان داریم امروز پدر ابر زیادی آورد مانند همیشه شام باران داریم//جلیل صفربیگی

دكلمه ی این شعر با صدای شاعر با اكسپلورر

وحی شد آن شبی كه بر دل من ، آیه های زبور چشمان ات

شب تاریك و درد تنهایی ، غــرق شد غـــرق نور چشمان ات

چشـم سبـــز ات بهـــار بی پایان ، پاك تـــر از نجــــابت باران

همــه راز است و ناز اما من ، دوست دارم غرور چشمان ات

شــعر حافــظ رباعی خیـــام ، غزلیــــــات شمس و مـــولانا

می چـــكد از نگـــاه روشن تو ، از زلال بلــــور چشــمان ات

می دود آب در رگ صـــحرا ،می شكــوفد كـــــویر از گل ها

می شود جشن آب و گل بر پا ، در مسیر عبور چشمان ات

كاش می شد پرنده ای باشم ، دور از هــر قفس رهای رها

آشیانی بسازم از گل هـــا ، زیر سقف صبــــور چشمان ات




http://www.dl2.mihandownload.com/download/supload/nature%2024.gif


نوشته شده در یکشنبه 13 تیر 1389 ساعت 01:00 ق.ظ توسط پریزاد   نظرات |


Design By : Pichak