تبلیغات
پریزاد برکه نور - غزل 33

پریزاد برکه نور

در زد کسی انگار که مهمان داریم در سفره گرسنگی فراوان داریم امروز پدر ابر زیادی آورد مانند همیشه شام باران داریم//جلیل صفربیگی

               یا مَن اِسمُهُ دَوا وَ ذِكرُهُ شِفا

سلام بر دوستان صمیمی و هم دل

به لطف و عنایت حضرت عشق مرحله اول درمان با موفقیت به پایان رسید در حال حاضر به مدت یك ماه صرفا دارو درمانی ادامه دارد مثل همیشه منتظر دعای دوستان و عنایت خدای بزرگ هستم.

این غزل را تقدیم می كنم به همه عزیزانی كه با عشق و صمیمیت دوران درمان مرا پیگیری می كردند به عزیزانم استاد امیریان، یكتای عزیزم، فرشته بارانی ام، مری مهربانم، دوست گرانقدرم دكتر امیری، رهای مهربانم، حمید راحت حق عزیز، مهربانترینم اردشیر معتمدی، الهام تفرشی دوست داشتنیم، شیرین مینا سرشت نازنین، مهرداد نصرتی دوست ارزشمندم، آتیه پر مهرم و ... به تو كه .

غزل 33

دل ام ســـرزمینی است جغــرافیـــاش، برای تو هی تنـــگ تر می شود

ولی در شگفتـــم چــــــرا عشق من ، درون تو هی مختصــــر می شود

مگـــــــر ســوره سبز چشمان ات از ، دل جنــــگل و دشت نازل شده

كــه با هـــــر نگــــــــاه تو سرسبزی ، چمــــنزارها بیشتر می شود

من از تو به "وحدت"، "فنا" می رسـم تویی "بایزید" من و "شمس" من

غـــزل گـو ترین رویداد منی ، كـــه این من بـــه تو معتــــبر می شود

ببین گــــریه های قنـــــوت مرا  ، بیا دست هایم پر از ربنــــــــاست

من و  هق هق تلخ باران و اشــــك ، چه شب ها كه بی تو سحــر می شود

تویی حافظــــانه ترین اتفــــاق ، بیــــا سخت دل تنگ این حافــظ ام

ببـین خـــواجه امـروز فال ام گرفت: كه "با لطـــف تو خاك زر "می شود

پر از حیـــرت ام خسته و نا امید ، كه دایم ســـوالی اسـت دور ســــرم

چـــرا قصـــه ی ساده ی عشق ما پر از "شاید"، "اما"، "اگر" می شود






نوشته شده در یکشنبه 21 شهریور 1389 ساعت 12:00 ق.ظ توسط پریزاد   نظرات |


Design By : Pichak