تبلیغات
پریزاد برکه نور - غزل 34

پریزاد برکه نور

در زد کسی انگار که مهمان داریم در سفره گرسنگی فراوان داریم امروز پدر ابر زیادی آورد مانند همیشه شام باران داریم//جلیل صفربیگی

نكته: برای شنیدن دكلمه با صدای شاعر از مرورگر Internet Explorer استفاده كنید

لینك دانلود - حجم 670 KB


غزل 34

شانه هـــــایت كاش با من مهــــــربان تر می شدند

چشـــم هــــایت گاهی از اندوه مـــــن تر می شدند

این همــــه شعر و غزل با طــعــم سیب و خاطره

اندكـــی ای كاش از ســـوی تو باور می شـــــدند

ای صـــدایت زندگی ، حــرفی بزن چیـــزی بگو

درد هــــــایم با دم گــــرم تو بهتــــــــر می شدند

قصـــــه ی تلـــخ غــــزل هایم سراپا غصه است

خاطرات ات كاش در من زرد و پرپر می شدند

بر مــزارم روزی از اندوه می نالی كه : وای...

شــــانه هایم كــــاش با او مهــربان تر می شدند

پی نوشت :

1- مقدم پاییز ، فصل صبور عاشقی مبارك باد .

2- غزلی كه خواندید غزلی ست قدیمی با اندكی

 دستكاری از اولین كتاب شعرم ( راز گل سرخ )

3- باور كنید حال مساعدی برای دعوت از تك تك

 دوستان ندارم هركس سری زد و حوصله كرد؛

حالی بپرسد و مرهون مهرمان كند.

4- نمی توانم چون گذشته هر هفته آپ كنم شرمنده ی

 دوستانی كه هر هفته انتظار اراجیف مرا می كشند

 

دوست تان دارم پریزاد




نوشته شده در یکشنبه 4 مهر 1389 ساعت 01:00 ق.ظ توسط پریزاد   نظرات |


Design By : Pichak